به نام ثبت کننده ی دقایق و آگاه به اسرار


تا حالا به این موضوع فکر کردید که در روز چند تا قول و قسم و وعده به خود و دیگران می دهیم و به چند تا از اونها عمل می کنیم؟؟
برای پاسخ به این سوال اصلا عجله نکنید
اول با فرصت کامل دوری توی ذهن و زندگی خودتون بزنید و بعد بگید که چندتا شد ؟؟
البته نیازی نیست بلند بگید که من هم بشنوم
همون که خودتون یادتون بیاد کافیه
قولهایی که به خدا دادیم ...... قولهایی که به خودمون دادیم...... قولهایی که به عشقمون دادیم ..... قولهایی که به پدر و مادر دادیم و ....... هزاران قولی که به بندگان خدا دادیم

یادمان باشد در برابر این قولها مسئولیم واگر روز حسابی باشد باید پاسخ دهیم
پس قبل از این که قولی دهیم توان و ظرفیت و قدرت خود را بسنجیم .... چون تا قبل از آن هیچ توقعی از ما نخواهند داشت ...اما به محض به زبان آوردن کلامی مبنی بر پذیرفتن وقول دادن دیگه نمی شه زیرش زد ....یعنی من فکر می کنم اینطوری باشه ..... شما چطور ؟؟
 

خیانت

                        
دو کبوتر..... دو پرنده ..... همراز
عاشق و دلداده .... راهیه جاده ی نور
قصه ای بود سفر
از غرور دو کبوتر که یکی عشق را ساده گرفت
رفت بر بام هوس
دیگری خسته نشست
روی یک پنجره ی چوبی باز
آتش عشق که آمد به سرش
سوخت هم پنجره هم بال و پرش
سوختن در غم عشق
شعله ای گرم و فروزنده و قرمز دارد
تا کدامین دلدار در حریقش سوزد

                   


کلمات زنده اند ؛ دست کم به خاطر حفظ حرمت کلمات ؛ بهتر است حرفهای دیگران را دقیق تر بشنویم!! چون کلمات پشت سادگیشان مفهوم عمیق و دقیقی دارند

[ ۱۳۸٧/٢/۱٩ ] [ ۸:۳٥ ‎ق.ظ ] [ asheghe amire arab ]

[ نظرات () ]