ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد

حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

تو می آیی و می دانم که می آیی

به حق کاتب قران ؛ به حق مادر ایمان

به حق راس بر نیزه ؛ به حق ساقی کوثر

به حق سجده در باران

الا ای صاحب جمعه

تو می آیی و می دانم که می آیی

پرستو ها که برگشتند می گفتند ...که می آیی

از زمان بچگی تا امروز ؛ یکی از زیبایی های زندگی برای من

وقتی میلاد امام زمان میشه

رفتن و نشستن تو حجله ی منتظرانه مهدیه

با چه شوقی همگی جشن می گیرن

با چه عشقی شهرو آذین می کنن

ولی آیا دلمون هم آذین و آب پاشی میشه؟؟

بعد از این چند روزی که گذشت ؛ باز هم تو دلمون... همون هوای مهدیه؟؟

آقا جون پس کی میای

مگه باید دنیا ؛ بیش از این خراب بشه ؟؟

مگه باید زندگی ؛ بیش از این هجو بشه ؟؟

بچه ها سر گردون

جوونا هم تنها و پر اضطراب

اما از بزرگترا حرف نزنم که بهتره

همه جا جنگ و بلا و بلوا

هیچ کسی رحم و مروت نداره

حرف عشق و عاشقی ؛ مهربونی دیگه خریدار نداره

هر کسی فکر خودش ؛ هر کسی سود به انبار خودش

آقا جون فدات بشم

جمعه ی دیگه ای از راه رسید

ولی باز هم همگی چشم به راه جاده ایم

از توی تقویم ها ؛ جمعه ی دیگه ای رو هم خط زدیم

ولی باز دل به امید جمعه ی آینده ایم

آقا جون یعنی میشه ظهور کنی

از میون اون همه جمعیت دورو برت

بیای و این بنده ی منتظر و صدا کنی؟؟!!

می دونم هر جا میری سر می زنی

ولی من دلم می خواد با چشم سر حست کنم

میشه دستی بکشی بر سرم و ...

آرزوی این دل رو روا کنی

هر چه خوندم از کرامات تو بود

هر چه گفتن از بزرگی و سخاوت تو بود

همه گفتن کافیه صداش کنی

تا تو با قلب شکسته آقا رو صدا کنی ...

مطمئن باش که کنار تو می یاد حاضر میشه

آقا جون صدات زدم

آقا جون منتظرم

[ ۱۳۸٦/٦/٧ ] [ ٧:٤٢ ‎ب.ظ ] [ asheghe amire arab ]

[ نظرات () ]