به نام برپا کننده ی کائنات و خالق زیباییها

 


شیراز، همیشه مفتون کننده بوده .... شاید فرزند تهمورث «پادشاه سلسله پیشدادیان» که در اساطیر آمده است که اولین سنگ بنای این شهر را پی افکند (و نام خود را بر ‌آن گذاشت) هیچگاه تصور نمی‌کرد که روزگاری نامش به واسطه مردمانی که پس از وی می‌آیند شهره آفاق شود و زبانزد همه.
بدون آنکه مردم بدانند که این نام، نام فرزند پادشاهی است که اکنون دیگر نامی ‌از او بر جای نمانده است. 
شهری در دوردست در تمدنی باستانی. شیراز. اگرچه گرد و غبار زمان بر آن سنگینی می‌کند اما شکوهی از روزگارانی دور را با خود به همراه دارد.

شکوهی که هنوز می‌توان بر آن نگاهی به عبرت انداخت. شیراز. شهری که هر گاه زبان به شعر باز کنی وصفی از آن موریانه‌وار تو را می‌خورد. شاید داشته‌های فرهنگی، هنری و تاریخی این شهر دیرین را با طبیعت زیبایش بیامیزی، به نامگذاری آن در 15 اریبهشت ماه مهر تائیدی می‌زنی.

روزی که به روز شیراز شهرت یافته و از قرار برای بزرگداشت این شهر باستانی جشن می‌گیرند و انبوهی از دوستداران فرهنگ و هنر برخاسته از آن به شیراز می آیند تا راهی نو بجویند به این شهر در زیر غبار گمنامی‌فرو رفته و راهی بجویند برایش در هزاره.
اردیبهشت شیراز بهشت را تداعی می کند و جلوه ی خاصی دارد
هوا فرحناک و مطبوع ..... دلبرکان شوخ چشم در هر سو ..... جوی های روان و سایه سار خنک درختان ...... گلهای رنگارنگ و خوش بو ...... چشم و روح و دل را می نوازد

آرامگاه حافظ

              

 

[ ۱۳۸٧/٢/۱٤ ] [ ۸:۱۸ ‎ق.ظ ] [ asheghe amire arab ]

[ نظرات () ]