برای تو ...

 

http://www.eteghadat.com/Files/user1/image/besm_001.gif

 

 
زنان زود پیر می شوند....
 
 
 
چون از کودکی مادرند:

                اول مادر عروسک شون

                             بعد مادر عزیزان شون

                                        بعد مادر فرزندان شون


                                                      و بعد مادرِ پدر و مادرشون....!
   

  

 

اون موقع ها می گفتند :

مثل سگ و گربه به هم می پرند

حالا باید محبت رو از اینها یاد گرفت ...

زمزمه نوشت :

ماه من گرفته ای ؟؟

نمــاز آیـــات بخــوانم ؟؟!!

می دانم لمس خیالت هم وضو می خواهد ... !!

میگویی دلتنگ نباش ... ؟؟!!

مثل اینکه به آب بگویی خیس نباش ... !!

/ 43 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آدم برفی

دیگر زیادی سرد شده است ! می اندیشم به دل های بی طاقتی که چه زود تنگ می شوند می گیرند می شکنند...!

سمفونی صبر

سلام[گل] انگار جدی جدی سرگزدان زمان شدیم هرچه کار میکنم و از وقتام استفاده میکنم بازم اخر شب که میخوام بخوابم میگم هیچ کاری نکردم بذار یک سخنرانی گوش بدم[چشمک]میگم نکنه دیوانه شده ام[نیشخند]

سمفونی صبر

صبح خوش و پراز شادی شروع کنی...پرازپول واحساس قشنگ[گل]

نگار نیک نفس

فرهیخته گرامی با سلام و احترام با توجه به اینکه شما از بانوان برتر وبلاگستان بوده اید ؛ بدین وسیله از شما درخواست می شود تا پیام خود را در مورد روز دختر و گرامیداشت مقام زن در یک پاراگراف برای ما بفرستید ؛ به اطلاع می رساند پیام شما در ویژه نامه ایی که در روز مراسم پرتال بانوی ایرانی به شرکت کنندگان اهدا می شود ؛ چاپ خواهد گردید . لطفا پیام خود را تا روز پنج شنبه 23 شهریور به ایمیل زیر ارسال نمایید : info@persianfemale.com با تشکر نگار نیک نفس مدیر فنز پرشین بلاگ

~~~ tÄnhÄ ~~~

سلام سلام سلامممممممممممممممممممم. خوبی بانو ؟ [لبخند] در نبود ما خوش میگذره [سوال] امیدوارم اخر هفته خوبی داشته باشین [قلب]

سمفونی صبر

سلام[گل] شما هم انگار حس مرا دارید...[گل]اعتقادها سست شده اره همیشه به بچه ها هم میگم ایمان در دوره ی آخرالزمان اتش کف دست است خداعاقبت همه را به خیر کند[گل]

آشنـــــــــــــــا

سلام[لبخند][گل] شما با من قهرین یا منو یادتون رفته لیلا خانوم خانوما؟[چشمک] میگم نکنه بخاطر اون شعره باشه که بی اجازه برداشتم؟ ولی اسم وبتونو گذاشتما[لبخند] تازه اومده بودم اجازه بگیرم اما کامنتم ثبت نمیشد ... یه وقت نگین بی ادبم[پلک] راس میگین ... ما همیشه مامانیم ... منم همیشه عروسک بازی می کردم ... براشون لباس می دوختم و خونه بابابزرگم با تیکه های تخته براشون تختخواب درست می کردم ... تو دستم سوزن میرفت یا با چکش می کوبیدم رو انگشتام ... اما دست از کارم نمی کشیدم ... درست مثل یه مامان[لبخند] مامان کوچولو البته[لبخند]

آشنـــــــــــــــا

اما نه عروسکامون ... نه بچه های آینده[چشمک] نه حتی بابا و مامان قدر مارو نمی دونن! اگرچه واسه بابا مامان زحمت کشیدن لازمه ...اما اونا قدر مارو نمی دونن چون همیشه پسراشونو بیشتر دوس دارن ... نوه های پسری رو عزیزتر می دونن چون فکر می کنن ادامه دهنده نسلشون هستن ... ولی هیچ وقت فکر نمی کنن دختری که از خون خودشونه هم باردار میشه ... و بچش از خون مادر تغذیه میکنه ... از همون خون ... نوه پسری به شون نزدیکتره یا دختری؟ ولی ما دخترا هیچ وقت دیده نمیشیم ... حتی میگن مال بابا مامانامون نیستیم چون یه روزی ازدواج میکنیم ... کی میگه زن بودن خوبه؟ کی میگه خدا دخترارو دوس داره؟ خدا با ما اینکارو کرده ... اون مارو درجه دو آفریده ... واسه همینه که زنها زود پیر میشن ... چون ما هیچ وقت خوشبخت نیستیم ... چون خدا مارو برای شادی و خوشبختی نیافریده ... مارو آفریده که مردای دست و پا چلفتیشو حمایت کنیم ... تر و خشک کنیم ... همه اینارو خدا خواست ...

آشنـــــــــــــــا

زمزمه نوشت هم قشنگ بود ... اما من نه دیگه دلتنگ میشم ... نه عاشق میشم ... نه عاطفه ای دارم ... نه محبتی ... هیچ حس مرتبط با عشق و دوست داشتن و دلتنگ کسی شدن در من نمونده ... میدونی چرا؟ چون فهمیدم عاطفه و محبتی که خدای مهربون تو ما قرار داده وسیله ایه که بهتر و راحت تر نابود بشیم ... چون جوابی برای این عواطف تو دنیا نذاشته جز 4 تا مرد کودن ... پس باید عواطف و احساسات و انسانیت و دلتنگی هارو کشت ... این بهترین راه زندگیه ... [گل]

ali

سلام صبحت بخير[لبخند] انشالله آخرين هفته از فصل تابستان را به خوبي و خوشي بگذراني[پلک][گل]