فاصله ها را بردار ...

 

 

  

زندگی معجون درد آوری است از لبخند های زود گذر

 


انبوه غم و اندوه و سیلاب اشک

 


زندگی باغ گلی است که از آن باید چید

 


عشق را... عاطفه را...

 


و به گلدان دل خویش نهاد

 


زندگی بودن نیست، زندگی زیستن است

 


زندگی جنبش و جاری شدن است

 


از سر آغاز تا به جایی که خدا می داند

 



زندگی رویا نیست زندگی زیبایی است

 


می توان بر درخت تهی از بار زد پیوندی

 


می توان در دل این مزرعه خشک و تهی بذری ریخت

 


می توان از میان فاصله ها رو برداشت

 


دل من با دل تو

 


هر دو بیزار از این فاصله هاست
 
 
 
 
بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gifبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gifبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comhttp://www.ayehayeentezar.com/images/smilies/goleroz.gifبهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
 
زمزمه نوشت :
 
به دنبال کسی هستم که
 
با درد آشنا باشد
 
دلش غمگین
 
خودش ساده
 
کمی از جنس ما باشد
 
کسی باشد زلال و پاک چون شبنم
 
نگاهش پر ز مهر و بر لبش یاد خدا باشد
 
بفهمد معنی حرفم
 
ببیند عشق سرشارم
 
صدایش شر شر آب
 
کلامش بی ریا باشد
 
کسی باشد پر از مستی
 
پر از عشق و
 
پر از خوبی
 
سراسر پاکی و نیکی
 
یکی همچون ....
 
تو باشد
 
 

 

/ 32 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی اکبر حیرت

سلام و روز خوش گاهی آدم دلش حیاط آب پاشی شده و تکه ای نان و پنیر و مادرش را هوس می کند

محک دل

سلامم به گرمای قلب تو دوست[قلب]

امین

سلام آبجی لیلا ...[گل] من در اون نظری که برای آبجی عادله گذاشتم قصد جسارت به شما زا نداشتم ... چند بار تا حالا من نظرات دیگران رو مثل پرچم دیدم آبجی؟ من که همیشه نظرات شما رو دوست داشتم و استفاده کردم ... حالا یه بار هم انتقاد کردم قصد جسارت و بی ادبی نبود؟

امین

هدفی که من داشتم این بود که هم آبجی عادله اینقد به خدا بد نگه ... و هم دیگران فوری تاییدش نکنن که فکر کنه فکرش واقعا درسته ... شما*خودت امتحان کن چند روز به خدا بد بگو ... خب واقعا این به آدم آرامش میده یا این که کم کم روحیه تونو داغون میکنه ...؟

امین

داستان موسی و شبان رو ما هم خوندیم آبجی ... هنوزم یادمون نرفته ... رعایتشم کم نکردیم ... ولی خداییش داستان آبجی عادله با داستان موسی و شبان چه ارتباطی داره؟ شبان اونقد خدا رو دوست داشت و بهش عشق می ورزید که میگفت: تو کجایی تا شوم من چاکرت ــــــ جایکت بوسم کنم شانه سرت اون با خدا عشق ورزی میکرد ولی آبجی ما به خدا بد بینه و بد میگه!!! خداییش کجا قرآن خدا اجازه داده که این طور باهاش حرف بزنیم؟! بلکه در سوره فجر به شدت توبیخ کرده که آدم های کم تحمل وقتی به آنها سختی میرسد ناراحت میشن و میگن خدا به ما اهانت کرده ...

امین

اون حرفای انتقادی که من زدم خدا می دونه که از روی خودبرتر بینی نبود ... اتفاقا در بسیاری از عادله و شما و دیگران رو از خودم بهتر و بالاتر می بینم ... عاقبت هم که معلوم نیست منذاز شما عزیزان بهتر باشم ... اون حرف دیگری است ... ولی الان وظیفه من چیه؟ وقتی می بینم ایشون با این حرفاش و با این فکرش هر روز داره خودشو داغون تر و نومید تر میکنه ... وافقعا می سوزم و دردم میاد ... شنا واقعا دردمند نمی شید؟ شما قضاوت کن ... من چی باید بهش بگم؟! حرفایی بزنم که فکر کنه من هم مثل خودش فکر میکنم تا نومید تر و داغون تر بشه؟! خداییش خودت قضاوت کن ...

امین

اون بنده خدا هم که گفتم در مورد خدا طوری حرف میزنه که انگار داره در مورد عمه ش حرف میزنه ... فکر می کنم حرف پرتی نگفتم ... آخه ما از خدا و برنامه و نقشه اش برای هدایت و خوشبختی انسان چی میدونیم؟ ما اگر فقط به وجود خودمون و به ژست خودمون تکیه کنیم فقط می تونیم تا نوک بینی مونو ببینیم نه بیشتر ... [تعجب] چرا باید ژست بگیریم و فکر کنیم با این عقل ناقصمون تونستیم از همه چی سر دربیاریم و در مورد خدا این طور قضاوت کنیم؟ یعنی وقتی کسی رو راست با خدا صحبت میکنه واقعا به همین جا میرسه؟ شما خودت واقعا به همین فکرا رسیدی ... خدا رو مقصر تلخکامی های زندگیت میدونی؟ از خدا بدت میاد؟ این همه لطف خدا رو نمبینی؟ من میگم چرا این همه لطف خدا و خطاهای بی حد خودمونو نمی بینیم؟ چرا؟ اگه شما هم واقعا این طور فکر میکنید پس چرا مطالب وبتون این قد پر از عشق به خداست؟ یعنی دارید ظاهرسازی می کنید و با عرض معذرت دروغ میگید به خلق الله؟!!

امین

من به ایشون ارادت دارم واقعا دوست دارم روحیه ش بهتر بشه ...ولی این راهش نیست بازم میگم ... قصد جسارت نبود ... اگر بد حرف زدم عذر میخوام ...[خداحافظ]

سمفونی صبر

سلام...[گل] شما فکر نمیکنید مرداد تمام شده و شهریور است و هنوز چیزی ننوشتید؟خوب من یکی منتظرم...[گل]

سلاااااااااااااااااااااااااااام [گل][گل][گل][گل]