این روزها گویا خبری در راه است ... !!!

 

در برابر هر سوالی می توان سه موضع گرفت و پاسخ داد :

الف - سکوت کنیم و یا بگوییم نمی دانم ...

ب - جوابی کوتاه و مناسب که لازم هست فرد بداند بدهیم

ج - در کنار پاسخ کامل ، علت آن سوال را بپرسیم

و اما واکنش ها متفاوت خواهد بود ...

در حالت اول ، طرف مقابل متوجه خواهد شد که قصد توضیح نداریم و ادامه نخواهد داد

در حالت دوم ، بدون تعارف جواب لازم و کافی می دهیم و به فکر ادامه حرف هم نیستیم

در حالت سوم ، وقتی علاوه بر پاسخ ، می پرسیم چرا ؟؟ برای چی ؟؟ منظورت چیه ؟؟ و ... حتما قصد کنجکاوی یا کمک داریم

در دوحالت اول و دوم که قصه معلوم هست و هر دو طرف تکلیف خود را می دانند

اما امان از حالت سوم و اون هم فقط قصد کنجکاوی داشته باشیم ...

کاش یاد بگیرم کنجکاوی های غیر لازم نداشته باشم

کاش یادم بمونه اگر توانایی کمک ندارم علت را نپرسم

چون این سوال شاید ... ممکنه ... باعث امیدواری فرد به یاری ما گردد

و زمانی که بعد از توضیح و فهمیدن علت یا نیاز فرد بی خیال می گذریم مثل اینه که

توی هوای سرد اردبیل یه سطل آب تگری بریزی روی سر طرف

اااااااااااااااای درد داره .......

اااااااااااااااااااای دل می سوزونه ....

یادم بمونه با حرفهام دلگرمی های کاذب ایجاد نکنم

مگر اینکه بدونم توانایی دستگیری و یاری دارم ...

بیایید با خودمون و دوستان و اطرافیان تعارف نداشته باشیم

نه گفتن را تمرین کنیم و در جای مناسب جواب منفی یا مثبت را با قاطعیت بدهیم

 

 

به مناسبت والنتاین ....

دنبال یه وسیله از این مغازه به اون مغازه می رفتم و عجله داشتم به وقت برسم سر قرار که یه خانوم خوشگله تنه محکمی زد به منو خریدش از دستش افتاد و ... عینک

وااااااااااای چه چیز میزایی خریده بود !!!!!!!!!!!!!!!! از خود راضی

شکلات قلبی و عروسک خرسی و سنجاقک و کفش دوزک و گل و ... قلب

کمکش کردم و اون هم عذر خواهی می کرد و غصه که نکنه خریدهای عزیزش خراب شده باشند و توی ناله ها فرمودند :

الهی فداش بشم عچق خوشملم حتما ذوق مرگش می کنم با اینها

مگه نه خانوم ؟؟؟؟!!!! هیپنوتیزم

با لبخندی توام با سکوت دور شدم در حالی که دهانم باز مانده بود ...!!! متفکر

ااااااااااااااااااااای روزگار ... تعجب

عچق خوشمل !!!!

ذوق مرگ !!!!

عشق هم عشق های قدیم خیال باطل

یادم باشه یه روز در این مورد یه پست بذارم  مژه 

زمزمه نوشت :

به مناسبت سپندار مزگان (والنتاین) تصمیم دارم

یه هدیه خوب به ایرانسل بدهم 

آخه بیشتر از " تو " احوال منو می پرسه و پیامک می ده  

/ 64 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
موج سودا

دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم در قمار عشق ای دل، کی بود پشیمانی؟

ali

سلام صبحت بخير[لبخند] انشالله هفته خوبي را سرشار از عشق وصميميت پيش رو داشته باشي[پلک][گل]

ali

29 بهمن ماه روز "سپندارمذگان" كه روز عشاق ايراني نام دارد بر شما مبارك باد[قلب][گل][گل][گل]

بر باد رفته

سلام عزیزم ان شاالله هفته ی خوبی داشته باشی[گل] رو هم رفته 18 تا سوال جواب دادم[سبز]

بر باد رفته

دو جلد هست قصه های قشنگ مادربزرگ قصه های قشنگ پدربزرگ راستش زیاد دوستش ندارم که براش شیرینی بدم. آخه من ترجیح می دادم یه کتاب بود ولی پرمغز بود. ولی هی بهم فشار آوردن زیادشون کنم منم که دیگه داستانی برای ترجمه پیدا نکردم مجبور شدم از داستان های فارسی تو اینترنت پیدا کنم. اینم اصلا هنر نیست که داستان های دیگرون رو جمع آوری کنی تو یه کتاب. البته خدا رو شکر بالاخره راضی شدن اونای که ترجمه نبود اسم نویسنده هاشون زیرش بنویسم. یعنی اولش که اصلا حاضر نبودن اسم نویسنده هاش بنویسم ولی هی دیدن من لج می کنم بالاخره قبول کردن. اوه چقد حرف زدم. یه کتاب دیگه هم هست هنوز خودم ندیدمش. امیدوارم اون خوب شده باشه.

بر باد رفته

سلام علیک کرده بودم و گفته بودم 18 تا سوال بیشتر جواب ندادم[سبز]

بر باد رفته

چرا اینجوری شد؟ اون روز کامنته رو ندیدم که گفته بودم 18 تاش جواب دادم. ولی امروز هستش