آمدو رفت

j0387170.pngj0387170.pngj0387170.pngj0387170.png

همیشه توفکر من نیامدن موج می زد

فکر می کردم نمی یاد

ولی امروز اومدی ...!!!

آمدورفت ...مثل نسیم سحری

پر از ترس واضطراب... رنگ پریده

دستی لرزون...؛ دلی لرزون....

چشماتم پر از سوال و واهمه...

می تونم حتی بگم ... یه جورایی

منو هم پر از تنش کرده بودی

ولی از در اومدی و دل من آروم گرفت

شاید این آمدنت ؛ تکرارآخری باشه

ولی من تا به ابد اون لحظه رو

توی دل ثبت می کنم

نمی دونم تا به کی ... این دوستی دوام داره؟؟!!

ولی حتما این خدای مهربون

شاهد وناظر پاکیمون بوده...

25.gif&usg=AFQjCNFBP1nRjU8jBSNE2Oe8O2FL5G06GA

خوب حالا که بعد از مدت ها انتظار دیدمش

باید تصویر ذهنیمو کنار بذارم و با این تصویر

بشناسمش و باهاش حرف بزنم؟؟؟

ye-nafar.jpg

/ 7 نظر / 7 بازدید
نرگس کريمی

دیوارهای دانشگاه را بلندتر از دیوارهای زندان ساخته بودند حق داشتند نگهبانی از فكرها خیلی دشوارتر از نگهبانی از جرم است

يارخوش

می دانم مانده ای که من با کدامین نوا - در کدامین صدا- و تا کجا می توانم برايش نوشته ام بيا به سراغم

آرامش

سلام ايول عجب عاشقانه بود دمت گرم

آرامش

مرسی که سر ميزنی گرچه خودم اين روزها خيلی گرفتارم