به امید رهایی ...

 

..

 

در لحظه ای پر هیاهو که صدا به صدا نمی رسید

آرام کناری نشسته بود و فقط نظاره می کرد

دلشوره امانش را بریده بود

رنگ چهره اش زرد و کدر شده بود

کسی او را نمی دید و احساسش را نمی فهمید

دیگران قرار بود برایش تصمیم بگیرند و او مجبور به پذیرش بود

هر راهی که به ذهنش می رسید تحلیل و بررسی کرده بود

و در پایان تنها نتیجه اش دور شدن از آن محیط بود

اما حبس شده در شرع و عرف محیط دست و پا می زد

منتظر بود برایش تصمیم بگیرند

مهم نتیجه نبود

چون او مسیر خود را انتخاب کرده بود

رها از هر قیدی

چشم بر هم گذاشت و ...

 

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

زمزمه نوشت :

همه برایم دست تکان دادند

اما کم بودند دستانی که تکانم دادند

دوست و دست بسیار است

ولی "دست دوست" اندک ...

[تصویر: www.hamdardi.com_2.net.jpg]

/ 39 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمفونی صبر

سلام [گل] خوش به حالت از وقتی شنیدم که شما دربهشت جایی پیدا کردیدغبطه میخورم به حالتان..فهمیدی چرا[ناراحت]

وحید

سلام دوست عزیز[گل] اول باید به خاطر مطالب مفید وبلاگتون تشکر کنم.[لبخند] اگه افتخار دادید به وبلاگ ما هم سر بزنید و اگه قابل دونستید وبلاگ ما رو هم لینک کنید.[قلب] راستی نرم افزار هم هست که به دردتون میخوره♥♥♥♥♥♥♥♥♥[گل]

~~~ tÄnhÄ ~~~

سلام به لیلای عزیز [لبخند] خوبین ؟ صبحتون بخیر [قلب]

ali

سلام الهي حضرت دوست برات دست تكون بده بقيه مهم نيست[پلک][گل]

محقق زایمان طبیعی

به اسمم نخندیا [زبان] فقط خودم می تونم بهش بخندم[خنده] حالا اگه اسم بهتری هم سراغ داشتی بگو ببین دنبال ورزش هایی هم برای بزرگ شدن لگن هستم. باید همه به هم کمک کنیم مطالب خوبی جمع کنیم. اصلا ببینم تو سن ما هنوز میشه لگن رو بزرگ کرد.

سمفونی صبر

سلام[گل] امیدوارم تو وملائک خدا دیدتان مثل هم باشد[متفکر]

آشنــــــــــــا

[لبخند]سلام ...[لبخند][گل] حال شما بانو؟ خیلی زیبا بود ... خصوصا زمزمه نوشتتون[گل] شاد باشی

ali

[لبخند]سلام خدا قوت[گل]

مدینه

واقعا دست دوست اندک است دست دوستس ات جاودان باد دوست من[گل]

عاطفه

سلام بروزم بهم سر بزنید