بهار در راه است ....

 

http://img.parscloob.com/data/media/21/004.jpg

..

 

درد عجیبی توی دستم احساس کردم و امتدادش تا گردن و پشت شانه ها و ....

این درد یادآوری کرد من هستم... زنده ام ، نفس می کشم...

و برای ادامه ی زندگی باید سلامت بمانم و تلاش کنم

این روزها دیوانه می شوم و بی هوا به سرم می زند تمام مسیر محل کارم تا خانه پیاده بیایم..

هوس می کنم تنها قدم بزنم...

تنها گوشه ای ساعت ها بنشینم و زندگی ام را مرور کنم.

این روزها حس می کنم هنوز عاشق بارانم...

هنوز بوی اقاقیا... بوی گل یاس ..... بوی نعنا...

و خاطره ی بوی چای تازه دم مادرم را دوست دارم


از تو چه پنهان این روزها هوایی خانه کودکی هایم می شوم..

دلم برای حیاطی که نیست... مادربزرگی که نیست..

برای بوته یاس و درخت پرتقال و نارنج و گلهای بهارش 

و آب و جاروهای بعد از ظهرها تنگ می شود...


می روم محله قدیمی... دست میکشم به روی دیوار.

و قدم میزنم در پیاده رو خانه مان ..

سرم را بلند می کنم شاید مادرم پشت پنجره بیاید..

شاید برایم گوجه سبز خریده باشد...انار دانه کرده باشد... شاید

شاید صدایم زده باشد و من نشنیده باشم


نمیدانی چقدر دلم برای درد دل های مادر بزرگم پر کشیده...

چقدر برای وقتی که صدایم می زد تا موهایش را برایش ببافم...

چقدر دلم می خواهد دوباره صدایم بزند..

اما نه پنجره ای و نه مادر بزرگی ...

من هستم و پیاده رویی که انگار او هم قدم های مرا از یاد برده...


به سرم می زند به خواهرم زنگ بزنم تا صدایش را بشنوم

رفیقم... خواهرم...

گویا این دیوارها فراموش کرده اند خنده ها و دعواهایمان را...

دلم می خواهد بزنم زیر آواز و باز یکی سرم داد بکشد..

و ما با هم بخندیم و صدای خنده هایمان آنقدر بلند شود... که به خدا برسد...

شاید دلش برای غصه هایمان بسوزد...



این روزها چقدر خسته ام...

دلم می خواهد بخوابم...

بر گردم... همه این راه را برگردم...

درست انجا که مادر عصرها همه را صدا می زد...

دلم برای عصرانه هایش تنگ شده

دلم برای موهای مشکی و بلند خواهرم تنگ شده

دلم می خواهد بخوابم و وقتی بیدار شدم ببینم تمام روزهایی که گذشت خواب بوده ام...


نه عزیزم ... نگو میان گذشته ها جا مانده ام...
ولی
مگر می شود برای چیزی عمرت را صرف کنی و فراموش شود؟



نگران من نباش ...

چون زنده ام و نفس میکشم... و دلتنگی هایم را دیگر بغض نمی کنم

میگذارم چشم هایم ببارند... چون

زمستان اگر دلت را سبک نکنی ، اگر با درخت های بی برگ

با غروب های سخت اش هم دردی نکنی

تمام فصل های دیگر حس می کنی چیزی را ، حسی را گم کرده ای...

و حالا آمده ام بگویم که خوبم و نفس می کشم...

و منتظر بهارم ....

هنوز شعر می خوانم و خاطره می نویسم..

و با هر پرنده ای که می خواند

هر قطره بارانی که میبارد

و هر نسیم خنکی که به صورتم می وزد زنده می شوم

و امیدوارتر که خداوند هنوز از بشر نا امید نشده است

و بهاری زیبا در راه است ...

گل

زمزمه نوشت :

نبودن هایی هست که هیچ بودنی جبران شان نمی کند

کسانی هستند که هرگز تکرار نمی شوند

و دوستانی که هیچ کسی جایشان را پر نمی کند

تو از این افرادی ....

 

/ 26 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار

سلام پیشاپیش نوروز باستانی مبارک خوش باشید [گل]

ali

سلام پيشاپيش جشن نوروز باستاني را به شما تبريك عرض نموده از آفريدگار توانا براي شما سالي پر بركت ، توام با آرامش ، تندرستي ، موفقيت و كاميابي خواستارم‎.‏ [لبخند][گل][گل][گل]

علی اکبر حیرت

هزاران درود دوست عزیز،سالی پر نشاط همراه تمام زیبایی ها برایتان آرزو مندم مستیتان مدام

آدم برفی

درود دوست همیشه عزیزم بهار نو بر تو عزیز مبارک باشه.... امیدوارم به هر چه که براتون بهترینه دست پیدا کنید.... قلم سرشار از احساستون قلب رو زیر و رو کرد و چشمانمو سوزوند... این دلتنگی رو تو عید امسال کاملا حس میکنم چون جای دوست داشتنی ترین و در عین حال بزرگترین عضو خونوادمون خالیه... فیض و برکت خداوند از آن شما...[قلب] تعطیلات خوش بگذره...[قلب]

خان داداش

سلام آبجی عیدت مبارک[خنثی]

رضا

بهار[خنده]از بهار گفتن هم 30یا 30 شده [چشمک]فردا پس فردا دیدی هندوانه هم بعععععععععععععععله پس تا دیر نشده قاچ هندوانه اماده کن که من راهیم و مشتاق[گل] کوچه بکوچه شیراز بدنبال اشنای غریب خواهم گشت و در سعدیه بست خواهم نشست که سعدیه خلوت بسیار دارد ودر بوستانش هندوانه ها موجود

صالحه

سلام لیلاجان... مبارک باشه عیدتون![گل][گل] نازنین زهرارو هم دیدی از طرف ما تبریک بگووو!!

اتنا

سلام وای وای اینجا چه خوشتل شده چه منورایی روشن میشن اره باید تبریک گفت هم واسه قالب و این سلیقه هم بخاطر سال جدید انشالا که بهترینا براتون اتفاق بیفته راسی سمت شما اگه خدا بخاد میایم ببینیم بهار شیراز چیه که لیلا جون ازش تعریف میکنه فدات شم سال خوبی داشته باشی دوست دارم و بوس(بوسه عیدی)

کیمیای مهر

سلام عزیز خوبم عیدت مبارک [گل] الهی اونقد خوشبخت بشی در این سال جدید، که همه ی این غصه ها رو فراموش کنی.[گل][گل][گل][گل][گل] خوب می فهمم چی میگی. منم هر لحظه از نبودن بابام دارم می سوزم و لبخنداش و مهربونی هاش هر لحظه جلو چشمام هست. کاش بودش.[گل] مواظب خودت باش. دوست دارم شاد باشی[ماچ]

ali

سلام انشالله كه دومين هفته از سال نو را به خوبي آغاز كرده باشي وتا آخر هفته نيز به خير ونيكي بگذراني[لبخند][گل] من با اين قالب جديدت مشكل دارم (كشو سمت راست در ابتداي باز شدن وبلاگ يه لحظه ظاهر ميشه و دوباره محو ميشه!![تعجب]